پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۶

ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض

دارند از تو لاله و گل صد هزار قرض

سنبل ز طرهٔ تو کند وام پیچ و تاب

نرگس برد ز چشم تو خواب و خمار قرض

اکنون به‌سان ابر ادا می‌کنم به چشم

آبی که داده بود مرا روزگار قرض

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۸شب که در کلبهٔ من بود چراغ
  2. شمارهٔ ۲۰۹کار خداپسند نکردم هزار حیف
  3. شمارهٔ ۲۱۰فرودم آمدی در دل مبارک
  4. شمارهٔ ۲۱۱ماند دست آرزویم خالی از دنیای خشک
  5. شمارهٔ ۲۱۲تن شد از سنگ جفای او مرا فیروزه‌رنگ
  6. شمارهٔ ۲۱۳عمر بگذشت و ندیدم از تو گاهی روی دل
  7. شمارهٔ ۲۱۴خوشم از نعرهٔ مستانهٔ دل
  8. شمارهٔ ۲۱۵ز گریه دامن گل گشته است محشر گل
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.