پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۹

هیچ‌گه یاد آن پسر نکنم

که چو یعقوب گریه سر نکنم

نکشم ناله گریه سر نکنم

تا ازین غم به کس خبر نکنم

دیده از دیدنش چه‌ها که ندید

بعد ازین سوی او نظر نکنم

بدرفیقی است دل خداحافظ

همره او دگر سفر نکنم

اگر از کوه درد جان بردم

هوس یار خوش‌کمر نکنم

کرده زلف تو ام مطّول‌خوان

قصهٔ خویش مختصر نکنم

نیست یک شب که بستر و بالین

واقف از آب دیده تر نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۱ز دست عزیزان وطن می‌گذارم
  2. شمارهٔ ۷۰۲از دوری تو گشته سیه روزگار چشم
  3. شمارهٔ ۷۰۳تو را با من سر جور و جفا بود است دانستم
  4. شمارهٔ ۷۰۴خون نمی‌گشتی دلم دلدار اگر می‌داشتم
  5. شمارهٔ ۷۰۵سر از قدم تو برنداریم
  6. شمارهٔ ۷۰۶تا کی به غمت در پس دیوار بگریم
  7. شمارهٔ ۷۰۷دلش خاراست بسیار آزمودم
  8. شمارهٔ ۷۰۸به عهدت ای شه خوبان عجب دستور می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.