پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

غم ندارم گر به غربت روزگارم می‌کشد

می‌کشد این هم که دور از کوی یارم می‌کشد

نی همین اندوه بیزاری یارم می‌کشد

زاری دارد دل زارم که زارم می‌کشد

غیرت معشوقیت ای شوخ عاشق‌کش چه شد

بی‌حمیت تیغ برکش روزگارم می‌کشد

وعده‌ای دادی که می‌آیم بر یا کشتنت

زود شو گر دیر کردی انتظارم می‌کشد

درد عشق و داغ حسرت رشک غیر و جور یار

چون شوم جان بر که هریک زین چهارم می‌کشد

در دیارش بودم و با من سگ او یار بود

وان که اکنون یاد آن یار و دیارم می‌کشد

نیست امشب التفاتی سوی من آن ماه را

حسرت کم التفاتی‌های یارم می‌کشد

ای رخت خورشید و ماه من به فریادم برس

روزهای تیره و شب‌های تارم می‌کشد

گرچه یارم کشت لیکن از دلش کینم نرفت

حالیا بی‌رحم من شمع مزارم می‌کشد

حسن او را واقف از عشق من آید ننگ و عار

حاضرم گر بهر دفع ننگ و عارم می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱اشک من تا دامن محشر نمی‌گیرد قرار
  2. شمارهٔ ۵۵۲می‌نهم بر پای دل از زلف او بندی دگر
  3. شمارهٔ ۵۵۳دور از تو آنچه خواست به ما کرد روزگار
  4. شمارهٔ ۵۵۴ز بس که آمده در بند من به جان زنجیر
  5. شمارهٔ ۵۵۵آنکه دل را یاد او بخشد سرور از راه دور
  6. شمارهٔ ۵۵۶خون من بر طرف دامانش نگر
  7. شمارهٔ ۵۵۷در محبت بی‌سرانجامیم نام ما مبر
  8. شمارهٔ ۵۵۸ما قفس پرورده مرغانیم اسیر یکدگر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.