پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

او پهلوی من کجا نشیند

تیرش مگر از جفا نشیند

هر کس که نشست پهلوی تو

پهلوی کسی چرا نشیند

ضعفم بنگر که پیک اشکم

در راه تو جابه‌جا نشیند

بر هر که فتاد سایهٔ عشق

از سایهٔ خود جدا نشیند

برخیزد فتنه بهر تعظیم

آن شوخ بهر کجا نشیند

طوفان‌خیز است دیدهٔ ما

ترسیم که خانه‌ها نشیند

اندوخته‌ام سعادت از عشق

در سایهٔ من هما نشیند

یار آیینه‌سان به خاطرم کاش

آید ز در صفا نشیند

بر پیکر من خط نجات است

نقشی که ز بوریا نشیند

گر سرو به پیش خویش برپاست

در پیش قدت ز پا نشیند

گرد ره یار نازنین است

کی بر سر و چشم ما نشیند

ای صرصر آه این چه تندیست

بگذار که گرد تا نشیند

گردی که ز کوی یار خیزد

بر دیده چو توتیا نشیند

درد تو ز پهلوی دل من

برخیزد اگر کجا نشیند

آن کس که از آن صنم جدا شد

بر خاک چو نقش پا نشیند

در کوی تو بی‌قراری دل

نگذاشت که نقش ما نشیند

آن شاه که ماه کاسه بر کف

در راهش چون گدا نشیند

برگ طربش همه مهیاست

کی با من بینوا نشیند

واقف از خاک آستانش

بر مسند کبریا نشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸نه اشک شام و نه آه سحر تمام کند
  2. شمارهٔ ۳۷۹بیمار غمت دوا ندارد
  3. شمارهٔ ۳۸۰تا قضا عشق تو را بر سرمن والی کرد
  4. شمارهٔ ۳۸۱جدا شد دل ز من یاری خوشی بود
  5. شمارهٔ ۳۸۲سخن از هجر جان‌فرسا مگویید
  6. شمارهٔ ۳۸۳ز دل که رفت به تاراج دلستانی چند
  7. شمارهٔ ۳۸۴حالم بر آن پسر بگویید
  8. شمارهٔ ۳۸۵دل ز پهلوی غم او شادمانی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.