پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

بی‌تو جان حزین نیاساید

تا دم واپسین نیاساید

هر کجا چون تو آفتی گذرد

مردن زیر زمین نیاساید

به دل و جان چه گفته‌ای ای عشق

کان نیارامد این نیاساید

هر که نفرینی از لب او شنید

لبش از آفرین نیاساید

هر که آن خاک آستان دیده است

از سجودش زمین نیاساید

بی‌قراری به نام من شد ختم

نام من در نگین نیاساید

واقف آن را که پیشه جامه‌دریست

دست در آستین نیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲با یار که آرمیده باشد
  2. شمارهٔ ۳۷۳نه خط است اینکه از آن چهره برون می‌آید
  3. شمارهٔ ۳۷۴سر به شمشیر قضا باید داد
  4. شمارهٔ ۳۷۵که تاب جلوهٔ آن سرخ‌پوش می‌آرد
  5. شمارهٔ ۳۷۶او پهلوی من کجا نشیند
  6. شمارهٔ ۳۷۷اگر به حکم جنون با تو جنگ خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۳۷۸نه اشک شام و نه آه سحر تمام کند
  8. شمارهٔ ۳۷۹بیمار غمت دوا ندارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.