پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

عاقبت گردید پیدا داغ پنهانم چو صبح

آفتابی سر زد از چاک گریبانم چو صبح

صبح از مهر تو دادم شاید و غم را به هم

می‌کشم از سینه آه سرد و خندانم چو صبح

با سبک‌روحان نباید سردمهری صرف کرد

یک نفس بر خوان تو ای چرخ مهمانم چو صبح

شمع‌آسا می‌گدازد گریه‌ام وقتست وقت

گر رسی خندان به داد چشم گریانم چو صبح

در بساطم گرچه واقف غیر آه سرد نیست

دلگشای غنچه‌های این گلستانم چو صبح

ردیف الخاء

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲خوش آنکه به رویت نظری داشته باشد
  2. شمارهٔ ۳۲۳عاشق مشو که عشق نگون‌ساری آورد
  3. شمارهٔ ۳۲۴صبا کجاست کزان رو نقاب بردارد
  4. شمارهٔ ۳۲۵هرچند او مرا به بدی یاد می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۲۶من و اشکی کزو جگر ریز
  6. شمارهٔ ۳۲۷آن شوخ ز دل‌ها چه خبر داشته باشد
  7. شمارهٔ ۳۲۸آن درد که بی‌دوا نباشد
  8. شمارهٔ ۳۲۹با حسرت من گر دگری هست بگویید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.