پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

سود سر بر قدم یار حنا یا قسمت

سودن دست شده قسمت ما یا قسمت

تنگ در بر کشدت یار لباسی چو قباست

جامه من کرده ز دست تو قبا یا قسمت

کرده از خنده لبت بر همه تقسیم شکر

زهر چشمی است نصیب دل ما یا قسمت

دل که یک عمر به خون جگرم پروردم

عاقبت بر سرم آورده بلا یا قسمت

بوسهٔ مفت به اغیار عنایت شد و من

از تو دشنام خریدم به دعا یا قسمت

با همه قرب ز لعل تو به حرمان رفتم

تشنه مردم به لب آب بقا یا قسمت

استخوانم همگی بذل سگ کوی تو بود

بعد مرگم همه را خورد هما یا قسمت

آب چشم دگران پیش تو قیمت دارد

خون ما را نبود هیچ بها یا قسمت

وقف آن شمع که روشن شده زو بزم رقیب

آتش افکنده به کاشانهٔ ما یا قسمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹جان من امشب به لب بسیار نزدیک آمد است
  2. شمارهٔ ۲۵۰دهنش نقطه‌ای موهو و گمان هر سه یکیست
  3. شمارهٔ ۲۵۱کس چو من حسرت‌کش آن لعل شکربار نیست
  4. شمارهٔ ۲۵۲چشم و دل و جگر پی آن خوش‌پسر گریست
  5. شمارهٔ ۲۵۳رفتی و دل ز غصه پریشان نشسته است
  6. شمارهٔ ۲۵۴تیزدستی‌های مژگان تو را تا دیده است
  7. شمارهٔ ۲۵۵شمع پیش جلوه‌اش آتش به جانی بیش نیست
  8. شمارهٔ ۲۵۶از برم در جست‌وجویت دل نه‌تنها رفته است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.