پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

ظالم به حال ما نرسیدن ز بهر چیست

غم‌نامه‌ام نخوانده دریدن ز بهر چیست

کم‌دولتی است اینکه در آتش فتاده‌ای

آه ای سپند ناله‌کشیدن ز بهر چیست

خودبینی تو خانهٔ دل‌ها خراب کرد

اکنون بگو که آیینه‌دیدن ز بهر چیست

در راه یار وعده خلاف شعار من

ای دیده انتظارکشیدن ز بهر چیست

واقف چه می‌کنی به فراق امتحان خویش

این زهر قاتل است چشیدن ز بهر چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴آنچه از جرم محبت دوست با من کرده است
  2. شمارهٔ ۲۴۵غم دل نه شهری است نی روستایی است
  3. شمارهٔ ۲۴۶در دل من هوس چاک گریبانی هست
  4. شمارهٔ ۲۴۷سود سر بر قدم یار حنا یا قسمت
  5. شمارهٔ ۲۴۸نوبهار آمد و شوری به گلستان برخاست
  6. شمارهٔ ۲۴۹جان من امشب به لب بسیار نزدیک آمد است
  7. شمارهٔ ۲۵۰دهنش نقطه‌ای موهو و گمان هر سه یکیست
  8. شمارهٔ ۲۵۱کس چو من حسرت‌کش آن لعل شکربار نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.