پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

تیر تو به سینه جای‌گیر است

پیکان تو سخت دلپذیر است

جز مهر تو نیست در ضمیرم

نازم که ضمیر من منیر است

فقر است اکسیر خاک آدم

این نسخه مجرب فقیر است

چشم تو اگرچه می‌دهد دل

مژگان تو در گرفت و گیر است

داغم که چراغ زندگانی

مانند شرار زود میر است

چون مرغ دلم به دامت افتاد

زنهار مکش که خوش‌ صفیر است

در گوشهٔ مسکنت حصیری

واقف بر ما به از حریر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸ما را به تو روزگار نگذاشت
  2. شمارهٔ ۱۶۹دل دوش گدای سرراهی شد و برخاست
  3. شمارهٔ ۱۷۰تو را هرگز غم بیماریم نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۱کی دلم از سفر عشق به سامان برگشت
  5. شمارهٔ ۱۷۲خانه‌پرداز و خانه‌دار امن است
  6. شمارهٔ ۱۷۳صفای آن رخ گلفام برطرف شد و رفت
  7. شمارهٔ ۱۷۴آنقدر زخم که نتوان برداشت
  8. شمارهٔ ۱۷۵کند کار سنان در دل اگر خار است از دستت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.