پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

خانه‌پرداز و خانه‌دار امن است

چه قدرها غمت به کار من است

یادگاری ز خاندان دل است

طفل اشکی که در کنار من است

غم رسوایی‌ام مخور ناصح

عاشقم خواری اعتبار من است

اندرین شهر هر کجا طفلی است

سنگ در کف در انتظار من است

به فلک می‌توان سفارش کرد

که فلان تیره‌روزگار من است

این نمک‌ها که ریزد از لب او

همه وقف دل فگار من است

قدیسان را به گریه می‌آرد

دود شمعی که بر مزار من است

آن که دل برده از برم واقف

بر کنار است و در کنار من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴آنقدر زخم که نتوان برداشت
  2. شمارهٔ ۱۷۵کند کار سنان در دل اگر خار است از دستت
  3. شمارهٔ ۱۷۶دل هوای تو به سر داشته است
  4. شمارهٔ ۱۷۷بر دل و دیده از غمش بس که بلا رسیده است
  5. شمارهٔ ۱۷۸گرد خط جا به روی یار گرفت
  6. شمارهٔ ۱۷۹به حشر خطر به من ای بی‌وفا چه خواهی گفت
  7. شمارهٔ ۱۸۰دلم از آه بی‌اثر داغست
  8. شمارهٔ ۱۸۱خویش و بیگانه به حال من بیمار گریست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.