پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

درد تو را عزیزتر از جان نگاه داشت

خوش باد دل که حرمت مهمان نگاه داشت

سودا مکن به زلف که این کج‌معامله

ما را تمام عمر پریشان نگاه داشت

در اشکباری ابر طرف شد به من ولیک

عشق آبروی دیدهٔ گریان نگاه داشت

چشمی سیه نکرد به مرهم تمام عمر

داغم ز بس که حق نمکدان نگاه داشت

ای گریه هر کجا که دلت می‌کشد برو

زین بیشتر عنان تو نتوان نگاه داشت

قربان آن نگاه که با من به زعم غیر

سررشتهٔ عنایت پنهان نگاه داشت

پایم ز بس به بادیه‌گردی گرفته خو

نتوانمش به گوشهٔ دامان نگاه داشت

ایمان اگر برد به سلامت تعجب است

دل داده‌ای که از غم او جان نگاه داشت

شرمندهٔ حمایت عشقم که آن جناب

درد مرا ز آفت درمان نگاه داشت

با او چگونه در صف محشر شود دچار

دل را کسی کزان صف مژگان نگاه داشت

تا گوش کرد طرز غزل‌خوانی مرا

یک هفته بلبلم به گلستان نگاه داشت

یارم ز سینه ناوک مژگان کشید و دل

از جذب بالمشاکله پیکان نگاه داشت

برداشت یار این دل صدپاره را ز خاک

وز لطف همچو گل به گریبان نگاه داشت

در راه کرد آبلهٔ پای من تلف

آبی که بهر خار مغیلان نگاه داشت

واقف ز رشک درد تو یار عزیز را

دزدیده از دل خود و در جان نگاه داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷در جهان ز بالایش هر طرف بلا برخاست
  2. شمارهٔ ۱۶۸ما را به تو روزگار نگذاشت
  3. شمارهٔ ۱۶۹دل دوش گدای سرراهی شد و برخاست
  4. شمارهٔ ۱۷۰تو را هرگز غم بیماریم نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۱کی دلم از سفر عشق به سامان برگشت
  6. شمارهٔ ۱۷۲خانه‌پرداز و خانه‌دار امن است
  7. شمارهٔ ۱۷۳صفای آن رخ گلفام برطرف شد و رفت
  8. شمارهٔ ۱۷۴آنقدر زخم که نتوان برداشت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.