پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۸۳ - در حق فخر الدین

اجل فخر دین ، ای کریم جهان

ترا داد یزدان همه جاه هستی

بفضل و کرم دست گیرم ، که در غم

مرا کشت اندیشهٔ تنگ دستی

بود هیچ آیا که ما خادمان را

شراب سخای تو آرد بمستی ؟

بیک جذبهٔ مکرمت بخت ما را

ببالا رساند کف تو ز پستی ؟

بدو نام نیکو طلب کن بدنیا

که چیزی نیاید ز دنیاپرستی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۵ - در صنعت مقطعاز دل راد او رود رادی
  2. شمارهٔ ۸۶ - در حق حمید الدیندر هنر ، ای حمید دین رسول
  3. شمارهٔ ۸۷ - در شکایتز آن روز که گفتی : پس ازین جور کنم کم
  4. شمارهٔ ۸۸ - در مدیحهمن نگویم: به ابر مانندی
  5. شمارهٔ ۸۹ - در حق امیر مسعودای گرانمایه تربت میمون
  6. شمارهٔ ۹۰ - در حق فرید الدینبر بدایع نظم تو ای فریدالدین
  7. شمارهٔ ۹۱ - نیز در معارفخرد نزدیک دولت رفت و گفتا
  8. شمارهٔ ۹۲ - نیز در مدح معارفنگردد رزق خلق افزون بطاعت
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.