پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۸۶ - در حق حمید الدین

در هنر ، ای حمید دین رسول

همچو صدر نژاد عبادی

جاهت افروخته‌ست هر محفل

ذکرت آراستست هر نادی

مایهٔ صد هزار محمدتی

در خور صد هزار احمادی

خایفان را بتقویت عونی

جایعان را بمردمی زادی

مر معالی و مر مکارم را

سخت مطبوع و نیک منقادی

صید کردی بمکرمت دل خلق

از که آموختی تو صیادی ؟

بشنو از من که : تا چه می بینم

از معادات گنبد عادی ؟

گه مرا آبخور بصحرا بر

گه مرا خوابگاه در وادی

گاه بر کوه و گاه در دریا

گه شوم حاضر و گهی بادی

نه بجز آسمان مرا خیمه

نه بجز اختران مرا هادی

روز و شب هست چنگ و بربط من

بانگ ملاح و نعرهٔ حادی

کرده من در جهاد با کفار

همچو مریخ ، پیشهٔ جلادی

جای دارعه درع داودی

جای دستار بیضهٔ عادی

در مقامی ، که سرکشان از رمح

بر رگ جان کنند فصادی

هر که کشته شود فلک گوید :

« مالهذا القتیل من وادی ؟ »

دیرزی ، شاد باش ، طوبی لک

که برون زین عداد و اعدادی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۸ - در مدیحهمن نگویم: به ابر مانندی
  2. شمارهٔ ۸۹ - در حق امیر مسعودای گرانمایه تربت میمون
  3. شمارهٔ ۹۰ - در حق فرید الدینبر بدایع نظم تو ای فریدالدین
  4. شمارهٔ ۹۱ - نیز در معارفخرد نزدیک دولت رفت و گفتا
  5. شمارهٔ ۹۲ - نیز در مدح معارفنگردد رزق خلق افزون بطاعت
  6. شمارهٔ ۹۳ - در مرثیۀ نصرة الدینقطب دین ، گر برفت نصرة دین
  7. شمارهٔ ۹۴ - در ترجمه از شعر تازیچون ز شعبان گذشت بیست ، مباش
  8. شمارهٔ ۹۵ - نیز در ترجمۀ شعر تازیمن همان گویم کان لاشه خرک
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.