پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۸۹ - در حق امیر مسعود

ای گرانمایه تربت میمون

ای مکان امیر مسعودی

تازه بادی چو خلد عدن ، که تو

خوابگاه شجاعت و جودی

از بقاع زمین نه ای ، که بدو

از ریاض بهشت معدودی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۱ - نیز در معارفخرد نزدیک دولت رفت و گفتا
  2. شمارهٔ ۹۲ - نیز در مدح معارفنگردد رزق خلق افزون بطاعت
  3. شمارهٔ ۹۳ - در مرثیۀ نصرة الدینقطب دین ، گر برفت نصرة دین
  4. شمارهٔ ۹۴ - در ترجمه از شعر تازیچون ز شعبان گذشت بیست ، مباش
  5. شمارهٔ ۹۵ - نیز در ترجمۀ شعر تازیمن همان گویم کان لاشه خرک
  6. شمارهٔ ۹۶ - در حق مجدالدیناجل مجد دین ، در بلا و عنا
  7. شمارهٔ ۹۷ - در حق تاج الدینتاج دین ، در بسیط عالم نیست
  8. شمارهٔ ۹۸ - در حق ملک اتسزسرای ترا ، شهریارا ، ز نزهت
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.