پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۹۰ - در حق فرید الدین

بر بدایع نظم تو ای فریدالدین

طویله‌های گهر را نماند مقداری

نه باغ طبع تو را هست جز ادب شجری

نه شاخ لفظ تو را هست جز هنر باری

به گرد تو نرسند اهل نظم و نثر امروز

وگرچه جهد و تکلف کنند بسیاری

به شعر یار خودم خوانده‌ای و لیک به فضل

تو را ندانم اندر همه جهان یاری

چو من به فضل تو اقرار دارم از سر صدق

ز کس نیابی در مشرق و غرب انکاری

تو را فلک به مقام شرف رسانیدست

فلک نکرده ازین علاقه تر کاری

به بارگاه خداوند مشرق و مغرب

متاع فضل تو را خاست روز بازاری

گران بها گهری و کجا تواند بود؟

چنین گدا را الا چنان خریداری

جهان تو داری، طوبی لک ای فرید الدین

به زیر عدل چنان جهانداری

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۲ - نیز در مدح معارفنگردد رزق خلق افزون بطاعت
  2. شمارهٔ ۹۳ - در مرثیۀ نصرة الدینقطب دین ، گر برفت نصرة دین
  3. شمارهٔ ۹۴ - در ترجمه از شعر تازیچون ز شعبان گذشت بیست ، مباش
  4. شمارهٔ ۹۵ - نیز در ترجمۀ شعر تازیمن همان گویم کان لاشه خرک
  5. شمارهٔ ۹۶ - در حق مجدالدیناجل مجد دین ، در بلا و عنا
  6. شمارهٔ ۹۷ - در حق تاج الدینتاج دین ، در بسیط عالم نیست
  7. شمارهٔ ۹۸ - در حق ملک اتسزسرای ترا ، شهریارا ، ز نزهت
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.