پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۸۴ - در حق جمال الدین

ای یگانه جمال دولت و دین

دلم از هجر خویش خستستی

روی آورده ای بعیش و مرا

پشت بی روی خود شکستستی

در میان ریاض همچو بهشت

با سمن ساعدان نشستستی

دست عشرت گشاده ای و ببند

پای احداث چرخ بستستی

گرت خود نیست راحتی ، باری

از گرانی بنده رستستی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۶ - در حق حمید الدیندر هنر ، ای حمید دین رسول
  2. شمارهٔ ۸۷ - در شکایتز آن روز که گفتی : پس ازین جور کنم کم
  3. شمارهٔ ۸۸ - در مدیحهمن نگویم: به ابر مانندی
  4. شمارهٔ ۸۹ - در حق امیر مسعودای گرانمایه تربت میمون
  5. شمارهٔ ۹۰ - در حق فرید الدینبر بدایع نظم تو ای فریدالدین
  6. شمارهٔ ۹۱ - نیز در معارفخرد نزدیک دولت رفت و گفتا
  7. شمارهٔ ۹۲ - نیز در مدح معارفنگردد رزق خلق افزون بطاعت
  8. شمارهٔ ۹۳ - در مرثیۀ نصرة الدینقطب دین ، گر برفت نصرة دین
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.