پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور

قاف تا قاف بود عزلت عنقا مشهور

پایه آن یافت که گردید مجرد ز همه

هست آری به فلک رفتن عیسا مشهور

نه همین قصه مجنون شده مشهور جهان

در جهان هست ز ما نیز سخنها مشهور

شهرت حسن کند زمزمه عشق بلند

شد ز یوسف سخن عشق زلیخا مشهور

همچو وحشی سخن ما همه جا مشهور است

نیست جایی که نباشد سخن ما مشهور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹مست آن ترک به کاشانه من بود امروز
  2. شمارهٔ ۲۳۰دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروز
  3. شمارهٔ ۲۳۱ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
  4. شمارهٔ ۲۳۲وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز
  5. شمارهٔ ۲۳۳گرچه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز
  6. شمارهٔ ۲۳۴هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز
  7. شمارهٔ ۲۳۵شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس
  8. شمارهٔ ۲۳۶مغرور کسی به که درت جا نکند کس
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.