پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد

خیال روی او اینجا در او اغیار کی گنجد

ز حرف و صوت بیرونست راز عشق من با او

رموز عشق وجدانیست در گفتار کی گنجد

من و آزردگی از عشق او حاشا معاذلله

دلی کز مهر پر باشد در او آزار کی گنجد

به رطل بخت یک خمخانه می ساقی که بر لب نه

به ظرف تنگ من این بادهٔ بسیار کی گنجد

چه جای مرهم راحت دل بیمار وحشی را

بجز حسرت در آن دل کز تو شد افگار کی گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد
  2. شمارهٔ ۲۱۰آه شراره بارم کان از درون برآمد
  3. شمارهٔ ۲۱۱کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
  4. شمارهٔ ۲۱۲ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند
  5. شمارهٔ ۲۱۳یاران خدای را به سوی او گذر کنید
  6. شمارهٔ ۲۱۴سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
  7. شمارهٔ ۲۱۵روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید
  8. شمارهٔ ۲۱۶تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.