پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

ما را دو روزه دوری دیدار می‌کشد

زهریست این که اندک و بسیار می‌کشد

عمرت دراز باد که ما را فراق تو

خوش می‌برد به زاری و خوش زار می‌کشد

مجروح را جراحت و بیمار را مرض

عشاق را مفارقت یار می‌کشد

آنجا که حسن دست به تیغ کرشمه برد

اول جفا کشان وفادار می‌کشد

وحشی چنین کشنده بلایی که هجر اوست

ما را هزار بار نه یک بار می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد
  2. شمارهٔ ۲۰۷درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
  3. شمارهٔ ۲۰۸دلم خود را به نیش غمزه‌ای افکار می‌خواهد
  4. شمارهٔ ۲۰۹جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد
  5. شمارهٔ ۲۱۰آه شراره بارم کان از درون برآمد
  6. شمارهٔ ۲۱۱کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
  7. شمارهٔ ۲۱۲ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند
  8. شمارهٔ ۲۱۳یاران خدای را به سوی او گذر کنید
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.