پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند

دیگری باشد کجا چندین تحمل می‌کند

می‌کند فریاد بلبل از کمال شوق باد

غنچه گویا خنده‌ای در کار بلبل می‌کند

بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفت

این گدا را بین که اظهار تجمل می‌کند

زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای

کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل می‌کند

می‌کند بی نوگلی خونابهٔ دل در کنار

در چمن وحشی چنین دامن پر از گل می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
  2. شمارهٔ ۱۹۵دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمی‌داند
  3. شمارهٔ ۱۹۶کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند
  4. شمارهٔ ۱۹۷که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
  5. شمارهٔ ۱۹۸شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
  6. شمارهٔ ۱۹۹ز کار بستهٔ ما عقدهٔ حرمان که بگشاید
  7. شمارهٔ ۲۰۰سد حشر جان ز پی یکه سواری رسید
  8. شمارهٔ ۲۰۱مگر من بلبلم کز گفتگوی گل زبان بندد
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.