پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد

آغاز کردم اینچنین، انجام آن چون بگذرد

لیلی که شد مجنون ازو دور از خرد سد مرحله

کو تا ز عشق روی تو سد ره ز مجنون بگذرد

ای آنکه پرسی حال من وه چون بود حال کسی

کزدیده هر دم بر رخش سد جدول خون بگذرد

از دل برآید شعله‌ای کاتش به عالم در زند

هر گه که در خاطر مرا آن جامه گلگون بگذرد

وحشی که شد گوهرفشان در وصف عقد گوهرش

نبود عجب کز نظم او از در مکنون بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد
  2. شمارهٔ ۱۷۶غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد
  3. شمارهٔ ۱۷۷کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد
  4. شمارهٔ ۱۷۸باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند
  5. شمارهٔ ۱۷۹عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند
  6. شمارهٔ ۱۸۰پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد
  7. شمارهٔ ۱۸۱کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید
  8. شمارهٔ ۱۸۲کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.