پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۲۲ - صفت تخمه فروش

از تخمه فروش و آن لب شور

شد دیده ام آشیان زنبور

از دیدن روی آن فرشته

بر آتش غم شدم برشته

از دیدن آن نگار ساده

چون پوست ز تخمه ام فتاده

باشد دل این اسیر حیران

در تابه ی غم چو تخمه خندان

از کف دل این خراب خسته

جَسته است چو تخمه ی شکسته

بیند همه عمر خاک مالی

آنرا که بود دو دست خالی

صد فکر ازو مراست در سر

چون تخم که در کدوست مُضمر

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۲۴ - صفت رفوگرشد چاک دل من از رفوگر
  2. بخش ۲۵ - صفت حلّاجحلّاجانند چشم بد دُور
  3. بخش ۲۶ - صفت منجّمای واقف گردش ستاره
  4. بخش ۲۷ - صفت شعربافانبا تار نظاره، رشته ی جان
  5. بخش ۲۸ - صفت سرّاجسرّاج کزو بود خروشم
  6. بخش ۲۹ - صفت کمانگربر پیر خمیده قد مهجور
  7. بخش ۳۰ - صفت کلاه دوزسرگرم کلاه هر که گردید
  8. بخش ۳۱ - صفت شمشیرگرسیّاف که خنده اش چو قند است
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.