پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین را

نسب به خنده رسد، گریه های خونین را

ز غفلت تو جهان گشته جای آسایش

نموده خواب گران نرم سنگ بالین را

تراست عیش گوارا، چو خاکسار شوی

که آب سرد بود کوزه سفالین را

نسب چه سود دهد، چون تو بی هنر باشی؟

ز آب جو، چه برش تیغهای چوبین را؟

خیال لعل لب یار واعظ امشب باز

بدیده ام، چو نمک ساخت خواب شیرین را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱قرب حق جویی؟ رضا جو باش خلق الله را
  2. شمارهٔ ۶۲کرد ظاهر از نقاب آن روی گلگون کرده را
  3. شمارهٔ ۶۳در وحشت دو کون بجو آن یگانه را
  4. شمارهٔ ۶۴دوست می سازد تواضع دشمن دیرینه را
  5. شمارهٔ ۶۵گر به رنگش لاله یی باشد به دامن کوه را
  6. شمارهٔ ۶۶به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را
  7. شمارهٔ ۶۷زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ما
  8. شمارهٔ ۶۸عرق ناکرده پاک، از محفل ما شد نگار ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.