پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

گرفتم در نظر، هر جا شدم، آن قد موزون را

خیابان کردم از یک سرو، بر خود کوه و هامون را

مربی گر نباشد آفتاب طلعت لیلی

که میسازد نگین حلقه اطفال مجنون را

تلاش خودشناسی، شیوه آزادگان باشد

نظر بر اصل خود باشد ازین رو بید مجنون را

لبالب میشوم، از حسرت لب بر لبش سودن

چو بر هم می‌گذارد شوخ من، لب‌های میگون را

برد دامان خالی، واعظ از گلزار رخساری

که چون خورشید دامن کرده پرگل، کوه و هامون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸اگر لذت شناس درد سازی جان شیرین را
  2. شمارهٔ ۵۹بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین را
  3. شمارهٔ ۶۰به خونریزی همانا داد فرمان چشم جادو را
  4. شمارهٔ ۶۱قرب حق جویی؟ رضا جو باش خلق الله را
  5. شمارهٔ ۶۲کرد ظاهر از نقاب آن روی گلگون کرده را
  6. شمارهٔ ۶۳در وحشت دو کون بجو آن یگانه را
  7. شمارهٔ ۶۴دوست می سازد تواضع دشمن دیرینه را
  8. شمارهٔ ۶۵گر به رنگش لاله یی باشد به دامن کوه را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.