پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ

جملگی، با دعوی آزادگی قربان پوچ

با تهیدستی، ز عالم نیست ما را هیچ غم

شاد با هیچیم ما، چون پسته خندان پوچ

مجلسی هرگز نشد بی قیل و قال ملک و مال

مغز ما را پوچ کردند این سبک مغزان پوچ

دوستارانی که خواهی نان خوری ز امدادشان

سخت روی و سست بنیادند، چون دندان پوچ

چشم دارد دستگیری از عصای لطف دوست

واعظ زار و نزار خسته بی جان پوچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
  2. شمارهٔ ۲۲۳دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
  3. شمارهٔ ۲۲۴بشکفان چون غنچه، چشم از خواب در بستان صبح
  4. شمارهٔ ۲۲۵نه من نمیروم آن شوخ را ببر گستاخ
  5. شمارهٔ ۲۲۶پرید رنگ من، از می چو گشت جانان سرخ
  6. شمارهٔ ۲۲۷نیست از بد گوهران، نرمی کم از دشنام تلخ
  7. شمارهٔ ۲۲۸سخن تا پخته نبود کی پسند خاص و عام افتد؟
  8. شمارهٔ ۲۲۹ز گلشن چون براه آن سرو قد لاله رو افتد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.