پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

ای خواجه بخیل که هرگز ندیده است

از شدت فشار کفت سیم و زر فرج

موران خرجها نتوانند دخل کرد

در خرمن زری که شود از کف تو دج

وعد و وعید جنت و نارت، بحج نبرد

شاید برد خرید و فروش منا به حج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ
  2. شمارهٔ ۲۲۱چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
  3. شمارهٔ ۲۲۲فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
  4. شمارهٔ ۲۲۳دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
  5. شمارهٔ ۲۲۴بشکفان چون غنچه، چشم از خواب در بستان صبح
  6. شمارهٔ ۲۲۵نه من نمیروم آن شوخ را ببر گستاخ
  7. شمارهٔ ۲۲۶پرید رنگ من، از می چو گشت جانان سرخ
  8. شمارهٔ ۲۲۷نیست از بد گوهران، نرمی کم از دشنام تلخ
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.