پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای نام دلگشای تو عنوان کارها

خاک در تو، آب رخ اعتبارها

خورشید و مه دو قطره باران فیض تو

مدی ز جنبش قلمت روزگارها

باشد شفق ز بیم تو هر شام بر فلک

رنگ پریده‌ای ز رخ لاله‌زارها

انگشتی از برای شهادت شود بلند

سروی که قد کشد ز لب جویبارها

از بهر خواندن رقم قدرتت بهار

اوراق گل شمرده به انگشت خارها

لطفت برات روزی مردم نوشته است

با خط سبز بر ورق کشتزارها

دیوانه خیال تو هرجا که پا نهد

ریزد ز شور عشق تو، طرح بهارها

جان داده‌اند راهروان بس که در غمت

هر سنگ در رهت شده سنگ مزارها

موج سراب نیست، که در جستجوی تو

افتاده اند از پی هم بی‌قرارها

با خامه کی توان ره وصف تو قطع کرد؟

منزل کجا و، رهروی نی سوارها؟!

راه ثنای ذات تو را چون روم؟ که من

دارم به دوش از گنه خویش بارها!

گر بایدم کشید ندامت به قدر جرم

خوش کوتهست مدت این روزگارها

چون آوری به حشر من روسیاه را

از نسبتم شوند خجل شرمسارها!

واعظ اگر چه نیست امیدم به خویشتن

دست من است و، دامن امیدوارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳تا زنده است دل، نیست لذت پذیر دنیا
  2. شمارهٔ ۴تن شود خاک و، همان سودای ما ماند به جا
  3. شمارهٔ ۵چون کند سویم نظر، چشم از کجا خواب از کجا
  4. شمارهٔ ۶ره عشق است،کام از ترک می گردد روا اینجا
  5. شمارهٔ ۷مده بافسر شاهی کلاه ترک و فنا را
  6. شمارهٔ ۸الهی نفرت از ما ده، بنوعی اهل دنیا را
  7. شمارهٔ ۹ز ناله باز ندارد کسی دل ما را
  8. شمارهٔ ۱۰ذوق برهنگی عقل از تن گرفت ما را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.