پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۹۸ - صد هزار چشم

تا باز کرده ام به تو ای گل عذار، چشم!

پوشیده ام من از همهٔ کار و بار، چشم

از دیدن رخت نشود سیر چشم من

باشد اگر به صورت من صدهزار، چشم

بسیار چشم دیده ام اما ندیده است

چشمم بسان چشم تو در روزگار، چشم

گفتی که بر سر ره من باش منتظر

پیوسته باشدم به ره انتظار، چشم

از دیدن جمال تو چشمم پرآب شد

آری شود ز دیدن خور آبدار، چشم

تا آفتاب روی توام از نظر برفت

جسمم ضعیف گشت و رخم زرد و تار، چشم

دامن کشان چو می گذری از میان خلق

باز است بهر دیدن تو بی شمار، چشم

چشم خمار، حالت می خورده است و تو

گر می نخورده ای ز چه داری خمار، چشم

با چشم اگر کنی تو به «ترکی» اشارتی

بر چشم پرخمار تو سازد نثار، چشم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقیز عشق و، عشق‌بازی پیشه‌ای خوش‌تر نمی‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بختچه زحمت‌ها که من از گردش اختر نمی‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبانسر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
  4. شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیواندر چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
  5. شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علیز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمی‌گیرم
  6. شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفسما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
  7. شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضرنذر کردم گر از این کشور ویران بروم
  8. شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمتشرط محبت است غم جان نداشتن
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.