پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضر

نذر کردم گر از این کشور ویران بروم

تا در پیر مغان شاد و غزلخوان بروم

دل به تنگ آمدم از همدمی مردم هند

خوش به هم صحبتی مردم ایران بروم

هند زندان و من اینجا شده ام زندانی

ای خوش آن روز، کزین گوشهٔ زندان بروم

دل از این دیو صفت مردم هندم بگرفت

هدهد آسا به سوی ملک سلیمان بروم

بار الها سببی ساز کزین کشور کفر

همچنان کآمده ام باز مسلمان بروم

همت خضر اگر بدرقهٔ راه شود

چون سکندر به سر چشمهٔ حیوان بروم

با دلی پر غم و دامان پر از گوهر اشک

به زیارت گه سلطان شهیدان بروم

به سر افتاده مرا شوق بیابان نجف

که به پابوس علی سرور مردان بروم

«ترکی» ار آنکه شود مدفن من خاک نجف

از نجف یکسره تا روضهٔ رضوان بروم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرینای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چین
  2. شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیزحاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من
  3. شمارهٔ ۱۱۰ - نافهٔ آهواین که داری به سردوش، کمند است نه گیسو
  4. شمارهٔ ۱۱۱ - مقام عاشقیفصل گل است ساقیا شیشهٔ پر شراب کو؟
  5. شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایقای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!
  6. شمارهٔ ۱۱۳ - فخر کایناتمن آدمی به چشم ندیدم مثال تو
  7. شمارهٔ ۱۱۴ - برگ گلتا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته
  8. شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتارپیش از این ای صنم! آزار من زار مده
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.