پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمت

شرط محبت است غم جان نداشتن

در دل غمی به جز غم جانان نداشتن

عاشق کسی بود که بسازد به درد عشق

با درد عشق حاجت درمان نداشتن

جویای وصل راست نشان این که پیش دوست

هرگز شکایت از غم هجران نداشتن

دانی که چیست؟ معنی آسوده زیستن

آمیزشی به مردم نادان نداشتن

کفران نعمت است در این عالم وجود

گردن به زیر طاعت یزدان نداشتن

از همت بلند نشانی ست«ترکی»

چشم طمع به دست لئیمان نداشتن

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیزحاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - نافهٔ آهواین که داری به سردوش، کمند است نه گیسو
  3. شمارهٔ ۱۱۱ - مقام عاشقیفصل گل است ساقیا شیشهٔ پر شراب کو؟
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایقای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!
  5. شمارهٔ ۱۱۳ - فخر کایناتمن آدمی به چشم ندیدم مثال تو
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - برگ گلتا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته
  7. شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتارپیش از این ای صنم! آزار من زار مده
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایانای جمالت! زماه تابان به
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.