پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیز

حاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من

خود را سپر خنجر خون ریز کنم من

گویند که پرهیز کن از عشق نکویان

از عشق محال است که پرهیز کنم من

شب ها ز خیال تو به چشمم نرود خواب

خود را زفغان، مرغ سحرخیز کنم من

هرگه نظرم بر لب میگون تو افتد

پیمانه ز خون مژه لب ریز کنم من

هر لحظه به یادم لب شیرین تو آید

چون صحبتی از خسرو پرویز کنم من

رخسارهٔ زیبات ز بس صاف و لطیف است

آزرده شود گر نظری تیز کنم من

ریزد شکر از لعل لبت گاه تکلم

جان برخی آن لعل شکرریز کنم من

صد نافه چنین دزدمش از هر خم و هر چین

گر دست در آن زلف دلاویز کنم من

ای ترک! اگر باز نداری دل «ترکی»

عرض تو به شهزادهٔ تبریز کنم من

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۱۱ - مقام عاشقیفصل گل است ساقیا شیشهٔ پر شراب کو؟
  2. شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایقای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!
  3. شمارهٔ ۱۱۳ - فخر کایناتمن آدمی به چشم ندیدم مثال تو
  4. شمارهٔ ۱۱۴ - برگ گلتا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته
  5. شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتارپیش از این ای صنم! آزار من زار مده
  6. شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایانای جمالت! زماه تابان به
  7. شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشقبیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه
  8. شمارهٔ ۱۱۸ - گلبرگ ترشبی آیم به بالای سرت آهسته آهسته
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.