پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۱۴ - برگ گل

تا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته

سایه ای از برگ گل، بر آفتاب انداخته

تا گشوده از سر زلفین پرتابش گره

عاشقان را سر به سر، در پیچ و تاب انداخته

مردم چشمم ز هجر خال هندوی لبش

همچو زنگی بچه ای خود را در آب انداخته

پای از سر باز نشناسم یاران همتی

این چه افیونی است ساقی در شراب انداخته

زان شراب آتشین کافکنده در جام چو لب

آتشی گویا به جان شیخ و شاب انداخته

خال بر رخساره اش دانی چرا باشد سیاه؟

بسکه خود را در میان آفتاب انداخته

خوف «ترکی» ز آفتاب گرم روز محشر است

خویش را در زیر ظل بوتراب انداخته

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایانای جمالت! زماه تابان به
  2. شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشقبیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه
  3. شمارهٔ ۱۱۸ - گلبرگ ترشبی آیم به بالای سرت آهسته آهسته
  4. شمارهٔ ۱۱۹ - عاشق و مفتونای عارض نیکوی تو از قرص قمر به
  5. شمارهٔ ۱۲۰ - رخ افروختهدوش آمد دلبرم با چهرهٔ افروخته
  6. شمارهٔ ۱۲۱ - در و مرجانای که در حسن، ماه تابانی
  7. شمارهٔ ۱۲۲ - مس وجودرو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی
  8. شمارهٔ ۱۲۳ - آیینهٔ دلتو به دین حسن که در پرده،دل از خلق ربایی
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.