پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۲۰ - رخ افروخته

دوش آمد دلبرم با چهرهٔ افروخته

وز رخ افروخته جان جهانی سوخته

از کمان غمزه اش تیری مرا بر دل رسید

شصت او نازم عجب تیرافکنی آموخته

از نگاهی جامهٔ صبر مرا او پاره کرد

من چو حربا دیده بر خورشید رویش دوخته

گفتمش جانا ز تاب عشق عالم سوز تو

صبر و تاب و جسم و جان وخانمانم سوخته

این وفاداری ز «ترکی» بس که با این مفلسی

یک سر موی تو را با عالمی نفروخته

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲۲ - مس وجودرو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی
  2. شمارهٔ ۱۲۳ - آیینهٔ دلتو به دین حسن که در پرده،دل از خلق ربایی
  3. شمارهٔ ۱۲۴ - بهای بوسهگر بدین سان کنی تو جلوه گری
  4. شمارهٔ ۱۲۵ - شب معراجتا که از پرده جلوه بنمودی
  5. شمارهٔ ۱۲۶ - بوی پیرهندلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داری
  6. شمارهٔ ۱۲۷ - نکهت عنبرآنانکه ز عشق تو مرا طعنه زنندی
  7. شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتابجانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟
  8. شمارهٔ ۱۲۹ - بادهٔ عشقدلم باشد اسیر خوب رویی
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.