پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۲۵ - شب معراج

تا که از پرده جلوه بنمودی

دل خلقی ز جلوه بربودی

هر که مهرت به جان خرید نبرد

بهتر از این به رایگان سودی

در دلم عشق ات آتشی افکند

که نه پیدا بود از او دودی

ز اشتیاق تو روز و شب جاری ست

از دو چشمم سرشک چون دودی

به وفایت که در دو عالم نیست

در ضمیرم به جز تو مقصودی

تا وجود تو در جهان دیدم

دل نبستم به هیچ موجودی

کافرم گر به جز توام باشد

چشم جودی به هیچ ذیجودی

به جز از سایهٔ دو گیسویت

بر سرم نیست ظل ممدودی

ای رسولی که در شب معراج

راه افلاک را تو پیمودی

در پس پرده با خدای جلیل

راز گفتی، جواب بشنودی

ای حبیبی که از غم امت

در جهان لحظه ای نیآسودی

گفتیم بنده باش بنده شدم

بیش از این خدمتم نفرمودی

«ترکی» از روز محشرش غم نیست

گر بداند ز وی تو خشنودی

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲۷ - نکهت عنبرآنانکه ز عشق تو مرا طعنه زنندی
  2. شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتابجانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟
  3. شمارهٔ ۱۲۹ - بادهٔ عشقدلم باشد اسیر خوب رویی
  4. شمارهٔ ۱۳۰ - منزل عشقرویی چگونه رویی، روشن چو ماهتابی
  5. شمارهٔ ۱۳۱ - بهشت جهانهزار مرتبه گفتی که از غمم برهانی
  6. شمارهٔ ۱۳۲ - بوی مشکای پری چهره تو از صلب کدامین پدری!
  7. شمارهٔ ۱۳۳ - آهوی دشت ختنبس که ای شوخ پری چهره تو نازک بدنی
  8. شمارهٔ ۱۳۴ - دلبر پریوشرویی چگونه رویی، چون ماه آسمانی
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.