پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۳۳ - آهوی دشت ختن

بس که ای شوخ پری چهره تو نازک بدنی

از حریری تن گلبرگ تو را پیرهنی

نتوانم به گل یاسمنت نسبت داد

که نازک بدنی، به ز گل یاسمنی

چون گل روی تو یک گل نبود در گلزار

چون قد سرو تو سروی نبود در چمنی

گر تکلم نکنی، لب به سخن نگشایی

هیچ مفهوم نگردد که تو داری دهنی

ترک چشم تو بود رهزن صد قافله دل

تو مگر پادشه طایفهٔ راهزنی

در تکلم ز لبت لعل و گهر می ریزد

تو مگر کان بدخشانی و، بحر عدنی

فارس یک تنه، لشکر نتواند شکند

تو اگر یک تنه خود فارس لشکر شکنی

بوی مشک ختن از زلف تو آید به مشام

نازنینا! تو مگر آهوی دشت ختنی

صحبت روح افزا و، سخنت شیرین است

«ترکیا» بس که تو خوش‌صحبت و شیرین‌سخنی

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۳۵ - گلبن رعناییتا چند نگارا تو! بدخوی و ستمکاری
  2. شمارهٔ ۱۳۶ - اختر رخشندهای خاک سر کویت، کحل الصبر عاشق!
  3. شمارهٔ ۱۳۷ - خطا پوشیا رب! تو خالقی و، توانا و، قادری
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.