پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتاب

جانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟

تا کی گشاده رویی تا چند بی حجابی؟

یا رو، گشاده مگذار پا از سرای بیرون

یا بر رخت بیفکن از زلف خود نقابی

مشتاقم آن چنان من بر لعل می پرستت

چون شب نشین به خوابی یا تشنهٔ برآبی

شب ها به وعدهٔ وصل پیوسته مانده تا صبح

گوشم به راه پیغام، چشمم به فتح بابی

از قامت دل آرا، وز عارض سمن سا

چون سرو بوستانی، چون قرص آفتابی

آن چشم سرمه سایت، وان خال دل ربایت

جادوی فتنه بازی ست، هندوی بی کتابی

آن لعل آبدارت، وان زلف تابدارت

آن درج پر ز گوهر، وین خم به خم طنابی

لطفت به حالت دوست، قهرت به جای دشمن

آن آیتی ز رحمت، وین آیت عذابی

ملک وجود «ترکی» ویرانه شد ز عشق ات

شه کی خراج گیرد از کشور خرابی؟

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۳۰ - منزل عشقرویی چگونه رویی، روشن چو ماهتابی
  2. شمارهٔ ۱۳۱ - بهشت جهانهزار مرتبه گفتی که از غمم برهانی
  3. شمارهٔ ۱۳۲ - بوی مشکای پری چهره تو از صلب کدامین پدری!
  4. شمارهٔ ۱۳۳ - آهوی دشت ختنبس که ای شوخ پری چهره تو نازک بدنی
  5. شمارهٔ ۱۳۴ - دلبر پریوشرویی چگونه رویی، چون ماه آسمانی
  6. شمارهٔ ۱۳۵ - گلبن رعناییتا چند نگارا تو! بدخوی و ستمکاری
  7. شمارهٔ ۱۳۶ - اختر رخشندهای خاک سر کویت، کحل الصبر عاشق!
  8. شمارهٔ ۱۳۷ - خطا پوشیا رب! تو خالقی و، توانا و، قادری
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.