پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۲۷ - نکهت عنبر

آنانکه ز عشق تو مرا طعنه زنندی

ای کاش! چو من عاشق و دیوانه شدندی

گر عاشق و دیوانه شدندی چو من امروز

خود طعنه به دیوانگی من نزدندی

احوال دل مرغ گرفتار چه داند؟

مرغی که یکی روز نیفتاده به بندی

بنما رخ چون مجمر آتش که بسوزیم

از مردمک دیده برای تو سپندی

از چشم حسودان بداندیش بیندیش

ترسم به وجود تو رسانند گزندی

سر تا قدمت بسکه بود دلکش و شیرین

جانا! نی قندی تو و یا تاجر قندی

از باد صبا می شنوم نکهت عنبر

در زلف تو گویا مجاور شده چندی

از قافله پس ماندهٔ مسکین خبرت نیست

ای قافله سالار! که بر پشت سمندی

گو در سر سودایی من پند نگیرد

آن کس که مرا می دهد از عشق تو پندی

«ترکی» نتواند ز کمند تو گریزد

کز زلف تو در گردنش افتاده کمندی

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲۹ - بادهٔ عشقدلم باشد اسیر خوب رویی
  2. شمارهٔ ۱۳۰ - منزل عشقرویی چگونه رویی، روشن چو ماهتابی
  3. شمارهٔ ۱۳۱ - بهشت جهانهزار مرتبه گفتی که از غمم برهانی
  4. شمارهٔ ۱۳۲ - بوی مشکای پری چهره تو از صلب کدامین پدری!
  5. شمارهٔ ۱۳۳ - آهوی دشت ختنبس که ای شوخ پری چهره تو نازک بدنی
  6. شمارهٔ ۱۳۴ - دلبر پریوشرویی چگونه رویی، چون ماه آسمانی
  7. شمارهٔ ۱۳۵ - گلبن رعناییتا چند نگارا تو! بدخوی و ستمکاری
  8. شمارهٔ ۱۳۶ - اختر رخشندهای خاک سر کویت، کحل الصبر عاشق!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.