پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۲۱ - در و مرجان

ای که در حسن، ماه تابانی

از لطافت چو حور و غلمانی

راست گویم به راستی قدت

سرو نبود به هیچ بستانی

نه طبیبی که مورث دردی

نه حبیبی که دشمن جانی

به تو مشتاقم آن چنان که به آب

تشنهٔ خسته در بیابانی

دامنم پر زاشک و خون دل است

گر خریدار در و مرجانی

می شنیدم که نیست در تو وفا

چون بدیدم هزار چندانی

خشم آلوده با من استی و بس

با رقیبان مدام خندانی

به طریقی که کشته ای تو مرا

نکشد کافری، مسلمانی

ترک چشم تو خون «ترکی» ریخت

تو مگر حکمران ترکانی؟

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲۳ - آیینهٔ دلتو به دین حسن که در پرده،دل از خلق ربایی
  2. شمارهٔ ۱۲۴ - بهای بوسهگر بدین سان کنی تو جلوه گری
  3. شمارهٔ ۱۲۵ - شب معراجتا که از پرده جلوه بنمودی
  4. شمارهٔ ۱۲۶ - بوی پیرهندلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داری
  5. شمارهٔ ۱۲۷ - نکهت عنبرآنانکه ز عشق تو مرا طعنه زنندی
  6. شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتابجانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟
  7. شمارهٔ ۱۲۹ - بادهٔ عشقدلم باشد اسیر خوب رویی
  8. شمارهٔ ۱۳۰ - منزل عشقرویی چگونه رویی، روشن چو ماهتابی
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.