پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۱۳ - فخر کاینات

من آدمی به چشم ندیدم مثال تو

نور خدایی است عیان از جمال تو

از بسکه در خیال منی روز تا به شب

شبها به خواب می نروم از خیال تو

دیگر به جستجوی هلالش چه حاجت است

آن را که دیده ابروی همچون هلال تو

ای فخر کاینات! که عقل ذوی العقول

کی می توان رسید به کنه کمال تو

حسن خصال تو نتواند کسی نوشت

آگه بود خدای، ز حسن خصال تو

سیمرغ وهم گر بپرد صد هزار سال

کی می رسد به پایهٔ قصر جلال تو

خورشید نور خویش نگسترده بر زمین

جز بهر آن که بوسه زند بر نعال تو

بر قصیر و نجاشی و خاقان و اردوان

جا دارد ار که فخر نماید بلال تو

روزی که سر زخاک برآرم من از خرد

چیزی دگر نخواهم الا وصال تو

«ترکی» کجا و وصف کمال تو از کجا

صلوات بر تو باد و، بر اصحاب و آل تو

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتارپیش از این ای صنم! آزار من زار مده
  2. شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایانای جمالت! زماه تابان به
  3. شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشقبیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه
  4. شمارهٔ ۱۱۸ - گلبرگ ترشبی آیم به بالای سرت آهسته آهسته
  5. شمارهٔ ۱۱۹ - عاشق و مفتونای عارض نیکوی تو از قرص قمر به
  6. شمارهٔ ۱۲۰ - رخ افروختهدوش آمد دلبرم با چهرهٔ افروخته
  7. شمارهٔ ۱۲۱ - در و مرجانای که در حسن، ماه تابانی
  8. شمارهٔ ۱۲۲ - مس وجودرو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.