پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۱۰ - نافهٔ آهو

این که داری به سردوش، کمند است نه گیسو

وین که داری به بناگوش کمان است نه ابرو

قامت است این که تو داری نه که سروی ست خرامان

کاکل است اینکه تو داری نه بود فافهٔ آهو

گر بدین حسن و لطافت بخرامی سوی بستان

پیش بوی سر زلفت گل و سنبل ندهد بو

در چمن، سرو سهی دم نزند از قد و قامت

به چمن گر بخرامی، تو به این قامت دلجو

به جز از قامت رعنای تو و آن لیموی پستان

سرو هرگز نشنیدم که دهد میوهٔ لیمو

باغبان بیند اگر جلوه کنان بر لب جویت

بعد از این سرو و صنوبر، ننشاند به لب جو

افکنی پیکر شیران، تو ز سرپنجهٔ سیمین

شکنی پشت دلیران، تو از آن غمزهٔ جادو

آن چه سر پنجهٔ سیمین تو کرده است به جانم

به یقینم نکند پنجهٔ شهباز، به تیهو

یک نظر زاهد اگر قبلهٔ ابروی تو بیند

بی گمان او نکند جانب محراب، دگر رو

گر مصور کشد از خامه شبیه تو صنم را

بت پرستان به تماشای تو آیند ز هر سو

سر «ترکی» نبود لایق میدان تو ورنه

خواهم انداختنش در خم چوگان تو چون گو

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایقای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!
  2. شمارهٔ ۱۱۳ - فخر کایناتمن آدمی به چشم ندیدم مثال تو
  3. شمارهٔ ۱۱۴ - برگ گلتا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته
  4. شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتارپیش از این ای صنم! آزار من زار مده
  5. شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایانای جمالت! زماه تابان به
  6. شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشقبیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه
  7. شمارهٔ ۱۱۸ - گلبرگ ترشبی آیم به بالای سرت آهسته آهسته
  8. شمارهٔ ۱۱۹ - عاشق و مفتونای عارض نیکوی تو از قرص قمر به
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.