پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بخت

چه زحمت‌ها که من از گردش اختر نمی‌بینم

نهال بخت خود را هیچ‌گه پربر نمی‌بینم

به تنگ آمد دلم در ملک هند از شغل نقاشی

میان شغل‌ها شغلی از این بدتر نمی‌بینم

یهود و گبر و هندو راست دایم کیسه‌ها پُر زر

منِ مسکین به جز در خواب رنگ زر نمی‌بینم

ز ناچاری برای شخص گبری می‌کشم زحمت

ولیکن بوی خیری هم، از آن کافر نمی‌بینم

نه شر از من، نه خیر از او، گذشتم از سر خیرش

که جای خیر از آن گبر، غیر از شر نمی‌بینم

معاشر با چنین گبری و شغلی با چنین زحمت

به غیر از صبر کردن، چارهٔ دیگر نمی‌بینم

عجب دارم از این شغلی که با این زحمت بی‌حد

کهن‌کفشی به پا، عمامه‌ای بر سر نمی‌بینم

به این زحمت که دارم چون شود شب بهر آسایش

به خانه جز حصیر پاره‌ای بستر نمی‌بینم

کسان را روز و شب «ترکی» بود ساغر پر از باده

به جز خون جگر، من باده در ساغر نمی‌بینم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیواندر چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
  2. شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علیز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمی‌گیرم
  3. شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفسما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
  4. شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضرنذر کردم گر از این کشور ویران بروم
  5. شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمتشرط محبت است غم جان نداشتن
  6. شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرینای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چین
  7. شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیزحاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من
  8. شمارهٔ ۱۱۰ - نافهٔ آهواین که داری به سردوش، کمند است نه گیسو
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.