پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقی

ز عشق و، عشق‌بازی پیشه‌ای خوش‌تر نمی‌بینم

به عالم هرچه می‌بینم از این بهتر نمی‌بینم

ز عشق و عاشقی پیوسته زاهد می‌کند منعم

میان صدهزاران خر، از این خرتر نمی‌بینم

مریض عشقم و هرروز افزون می‌شود دردم

دوایش غیر عناب لب دلبر نمی‌بینم

گرفتارم به مالیخولیای عشق مه‌رویان

علاج این مرض را جز می احمر نمی‌بینم

شبیخون لشکر غم بر سرم آورده از هرسو

جلوگیری به جز می پیش این لشکر نمی‌بینم

نیم احول که تا یک را دو بینم من گه دیدن

به جز یک دوست در عالم، کس دیگر نمی‌بینم

در میخانه باز است ای حریفان قدح‌پیما!

دری از بهر آسایش به جز این در نمی‌بینم

به غیر از باده‌خوارانی که دایم تردماغ استند

به دیگر مردمان هرگز دماغی تر نمی‌بینم

دل از بی‌همدمی در سینه‌ام یاران، به تنگ آمد

به دوران همدمی جز شیشه و ساغر نمی‌بینم

به شب‌های زمستان از برای رفع تنهایی

رفیقی باوفاتر از می خلر نمی‌بینم

کسی را نیست گر زر «ترکیا» کارش بود مشکل

من بیچاره زر جز در کف زرگر نمی‌بینم

به ملک هند دیدم دین هفتاد و دو ملت را

ولیکن بهتری از دین پیغمبر نمی‌بینم

به هند افتاده‌ام بی‌مونس و بی‌یار و بی‌ناصر

ولیکن ناصری جز حیدر صفدر نمی‌بینم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبانسر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
  2. شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیواندر چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علیز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمی‌گیرم
  4. شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفسما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
  5. شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضرنذر کردم گر از این کشور ویران بروم
  6. شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمتشرط محبت است غم جان نداشتن
  7. شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرینای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چین
  8. شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیزحاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.