پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۹۹ - سوز تب عشق

ساقی بده امروز یکی جام شرابم

از جام شرابی بکن امروز خرابم

از آن می ناب که تو را هست به کوزه

من تشنهٔ یک جرعه ای از آن می نابم

از یاد نخواهد شدنم آخر پیری

آن باده که دادی تو در ایام شبابم

نازت بکشم بهر یکی جام شرابی

صد بار اگر ناز نمایی و عتابم

از غصه شب و روز به چشمم نرود خواب

لطفی کن و جامی ده از آن داروی خوابم

گویند کسان لازم می، چنگ و رباب است

گر می، تو دهی گو نبود چنگ و ربابم

از سوز تب عشق و، ز سیلاب سرشکم

هم سوخته از آتش و، هم غرقه در آبم

تا چند عقابم کنی از جرعه ای از می

می در قدحم ریز و، مترسان ز عقابم

شک نیست که غفار ذنوب است خداوند

«ترکی» تو مترسان عبث از روز حسابم

من دانم و آن کس که مرا خلق نموده است

یا عفو کند یا که کند زجر و عذابم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بختچه زحمت‌ها که من از گردش اختر نمی‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبانسر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیواندر چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علیز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمی‌گیرم
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفسما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضرنذر کردم گر از این کشور ویران بروم
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمتشرط محبت است غم جان نداشتن
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرینای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چین
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.