پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیوان

در چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟

بی تماشای خطت سبزه و ریحان چکنم؟

در قیامت من اگر با تو برندم به بهشت

چون تو همراه منی حوری و غلمان چکنم؟

چون پریشان کنی از شانه سر زلف دراز

نشوم گر من شوریده پریشان چکنم؟

لب چون آب بقایت شود ار روزی من

عمر باقی چکنم؟چشمهٔ حیوان چکنم؟

قاصدی گر زتوام خط و پیامی آرد

به نثار قدمش گر ندهم جان چکنم؟

گفته بودی که به سر وقت من آیی روزی

گر نیایی و رسد عمر به پایان چکنم؟

صبرهایی که به امید وفایت کردم

نشوم گر من از این کرده پشیمان چکنم؟

با جفای فلکی صبر توانم کردن

با جفاهای تو ای فتنهٔ دوران چکنم!؟

رنج هایی که من بی سرو سامان بردم

عاقبت چون که نشد کار به سامان چکنم؟

دل «ترکی» که به زندان غمت مانده به بند

گر نجاتش ندهی با غم زندان چکنم؟

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفسما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
  2. شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضرنذر کردم گر از این کشور ویران بروم
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمتشرط محبت است غم جان نداشتن
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرینای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چین
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیزحاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من
  6. شمارهٔ ۱۱۰ - نافهٔ آهواین که داری به سردوش، کمند است نه گیسو
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - مقام عاشقیفصل گل است ساقیا شیشهٔ پر شراب کو؟
  8. شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایقای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.