پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۹۷ - فیض روح القدس

گرچه انداخته زلفت گرهی سخت به کارم

همچنان چشم گشایش ز سر زلف تو دارم

روی بنما و به یغما ببر آرام و شکیبم

زلف بگشا و به تاراج بده صبر و قرارم

تا به دست آن سر زلفین پریشان تو یازم

پا ز کویت نکشم گر که بسوزی تو به نارم

ناجوانمردم اگر زلف تو از دست بدارم

گر بدانم که دو صد بار کنی زنده بدارم

سخت ترسانم از آسیب دو ماران سیاه ات

کاقبت از تن بیمار، برآرند دمارم

هر دو چشمان کماندار تو با تیر زنندم

گر یکی روز فتد بر سر کوی تو گذارم

وعده کردی که یکی روز به سر وقت من آیی

ترسم آن روز بیای که برد باد غبارم

به قدم بوسی ات از زیر لحد سر به در آرم

قدمی گر ز عنایت بگذاری به مزارم

خلق گویند که پیوسته تو مایل به شکاری

گر تو مایل به شکاری نکنی از چه شکارم

خواهم این جان گرانمایه کنم من نثارت

زانکه لایق تر از این جان نبود بهر نثارم

من برآنم که به صد عجز درآرم به کنارت

تو بر آنی که به صد حیله گریزی به کنارم

«ترکی» از عشق نکویان نبرم جان به سلامت

فیض روح القدسی گر نکند چاره کارم

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۹۹ - سوز تب عشقساقی بده امروز یکی جام شرابم
  2. شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقیز عشق و، عشق‌بازی پیشه‌ای خوش‌تر نمی‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بختچه زحمت‌ها که من از گردش اختر نمی‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبانسر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
  5. شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیواندر چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
  6. شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علیز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمی‌گیرم
  7. شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفسما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
  8. شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضرنذر کردم گر از این کشور ویران بروم
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.