پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵۴ - یک اشاره

عشق بازی مرا، هوس باشد

تا دو روزیم دست رس باشد

عمر بی عشق، جمله محنت بود

راحت من، ازین سپس باشد

دل چسان برکنم من از لب یار

که عاشق انگبین، مگس باشد

ساربانا! شتر مران شاید

بار افتاده ای ز پس باشد

کاروان باز مانده را در راه

گوش، پیوسته بر جرس باشد

باغبان از درخت، کی چیند؟

میوه ای را که نیم رس باشد

رشته در پای مرغ رام خطاست

خاصه مرغی که در قفس باشد

دوزد کز جان خود بشوید دست

کی به دل خوفش از عسس باشد؟

از غمت مردم و نپرسیدی

کاین به غم مبتلا، چه کس باشد

کشتن من به تیغ، حاجت نیست

ز ابرویت یک اشاره بس باشد

دو جهان پیش گندم خالت

پیش من، کم ز یک عدس باشد

ترک خوبان نمی کند «ترکی»

تا مرا آخرین نفس باشد

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشکبه فلک، بانگ ناله ام بر شد
  2. شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقیهوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۵۸ - نسیم بهشترخت چو ماه دو پنج و چهار را ماند
  4. شمارهٔ ۵۹ - باد صباخوش والدی که چون تویی او را ولد بود
  5. شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوارتا چند دلم خسته و بیمار بماند
  6. شمارهٔ ۶۱ - لوح دلبیاور قاصدا! از یار، کاغذ
  7. شمارهٔ ۶۲ - مژده وصلای صبا! نکهتی از شیراز بیار
  8. شمارهٔ ۶۳ - قرص قمرآفتاب رویت ای قرص قمر!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.