پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوار

تا چند دلم خسته و بیمار بماند

دایم به غم و غصه گرفتار بماند

ساقی به درآر آن می رنگین شده در خم

در خم نه قرار است که بسیار بماند

پر کن تو سبو، زان می و بر دوش منش نه

بگذار که بر دوش من این بار بماند

آن باده که در شیشه، نهان گشته پریوار

مگذار که در شیشه پریوار بماند

این دختر رز کآمده از باغ به بازار

حیف است که بی پرده به بازار بماند

زنگ غمم از دل بزدا با قدحی می

تا چند بر این آینه زنگار بماند

گر باده از این دست بریزی تو به ساغر

مشکل که کسی با خود و هشیار بماند

زاهد که بود منکر می، در به رخش بند

بگذار که تا در پس دیوار بماند

در دست من استی تو و، مشکل که گذارند

در دست من این گوهر شهوار بماند

«ترکی» به جهانی که در او بوی وفا نیست

جاوید نمانی تو و، اشعار بماند

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۶۲ - مژده وصلای صبا! نکهتی از شیراز بیار
  2. شمارهٔ ۶۳ - قرص قمرآفتاب رویت ای قرص قمر!
  3. شمارهٔ ۶۴ - آب جنتای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
  4. شمارهٔ ۶۵ - طفل اشکای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
  5. شمارهٔ ۶۶ - مرغ موسیقاریار بی پرده شد سوی بازار
  6. شمارهٔ ۶۷ - مینای عشقساقی سیمین عذار، خیز و صراحی بیار
  7. شمارهٔ ۶۸ - راه نجاتای دل! از خواب شو دمی بیدار
  8. شمارهٔ ۶۹ - پند حکیمانهساقی قدمی نه سوی میخانه تو امروز
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.