پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۶۱ - لوح دل

بیاور قاصدا! از یار، کاغذ

ببر از من، سوی دلدار، کاغذ

رسان از من، به آن یار دل آزار

نهان از دیدهٔ اغیار، کاغذ

زبانی کو که ای شوخ دل آرام!

نوشتم بادل خونبار، کاغذ

یقین دارم که ننویسی جوابی

نویسم گر هزاران بار، کاغذ

به یک کاغذ، غمم بزدایی از دل

که باشد نیمی از دیدار، کاغذ

ز بس از چشم «ترکی» خون روان شد

چو لوح دل شده گلنار، کاغذ

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۶۳ - قرص قمرآفتاب رویت ای قرص قمر!
  2. شمارهٔ ۶۴ - آب جنتای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
  3. شمارهٔ ۶۵ - طفل اشکای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
  4. شمارهٔ ۶۶ - مرغ موسیقاریار بی پرده شد سوی بازار
  5. شمارهٔ ۶۷ - مینای عشقساقی سیمین عذار، خیز و صراحی بیار
  6. شمارهٔ ۶۸ - راه نجاتای دل! از خواب شو دمی بیدار
  7. شمارهٔ ۶۹ - پند حکیمانهساقی قدمی نه سوی میخانه تو امروز
  8. شمارهٔ ۷۰ - رایحهٔ مشکشورچه شرابی ست که بر سر زده ای باز
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.