پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۶۳ - قرص قمر

آفتاب رویت ای قرص قمر!

برد از دل تابم و، هوشم ز سر

یک نظر دیدم رخت را بی حجاب

واله و حیران شدم از یک نظر

عارضت ماهی بود، بر سر کلاه

قامتت سروی بود، بسته کمر

گر ملک خوانم تو را الحق به جاست

زآنکه این صورت نباشد با بشر

روی برتابی و، از من بگذری

بینمت روزی اگر در رهگذر

الامان از تیر شستت الامان

الحذر از چشم مستت الحذر

این نموده خانهٔ صبرم خراب

وان نشسته بر دل من، تا به پر

هندوی خالت ز جادویی نمود

خانهٔ عقل مرا زیر و زبر

«ترکیا» شعرت بسی شیرین بود

خامه است این در کفت یا نیشکر

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۶۵ - طفل اشکای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
  2. شمارهٔ ۶۶ - مرغ موسیقاریار بی پرده شد سوی بازار
  3. شمارهٔ ۶۷ - مینای عشقساقی سیمین عذار، خیز و صراحی بیار
  4. شمارهٔ ۶۸ - راه نجاتای دل! از خواب شو دمی بیدار
  5. شمارهٔ ۶۹ - پند حکیمانهساقی قدمی نه سوی میخانه تو امروز
  6. شمارهٔ ۷۰ - رایحهٔ مشکشورچه شرابی ست که بر سر زده ای باز
  7. شمارهٔ ۷۱ - محرم رازراز عشق تو با که گویم باز
  8. شمارهٔ ۷۲ - قبله نماجانا! زلب لعل تو یک بوسه مرا بس
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.