پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۷۰ - رایحهٔ مشک

شورچه شرابی ست که بر سر زده ای باز

جامی مگر از بادهٔ اخگر زده ای باز

ساغر زده رسوا شود از خفتگی چشم

از چشم تو پیداست که ساغر زده ای باز

جامی زده ای باز از آن آب چو آذر

بر جان من سوخته آذر زده ای باز

پیداست که داری سر خون ریزی عشاق

زین دست که بر قبضهٔ خنجر زده ای باز

با کس اگرت نیست نگارا! سر کشتی

پس چیست که دامن به کمر، بر زده ای باز

دیروز، ز هر روز، فزون می زده بودی

امروز، ز دیروز، فزونتر زده ای باز

هر تیر جفایی که تو را بود به ترکش

بر جان من خستهٔ مضطر زده ای باز

از باد صبا می شنوم رایحهٔ مشک

یا شانه بر آن زلف چو عنبر زده ای باز

بوی سر زلفین تو یا بوی عبیر است

یا روغنی از غالیه، بر سر زده ای باز

«ترکی» اگرت رام شد آن اهوی وحشی

هشدار که خود را به غضنفر زده ای باز

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۷۲ - قبله نماجانا! زلب لعل تو یک بوسه مرا بس
  2. شمارهٔ ۷۳ - شب هجرانآن پری چهره نگاری که منم خاک درش
  3. شمارهٔ ۷۴ - پیر مغانشنو تو این سخن ای زاهد مرقع پوش!
  4. شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادتای سرو قبا پوش من ای دلبر مهوش!
  5. شمارهٔ ۷۶ - رخصت جلوسساقی بده پیمانه‌ای از آن می مجوس
  6. شمارهٔ ۷۷ - سمند نازای به وصلت، من خراب حریص!
  7. شمارهٔ ۷۸ - تشخیصدل، به دیدار روی توست حریص
  8. شمارهٔ ۷۹ - راه عاشقیتا به گرد رخ تو سر زد خط
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.